
يادش بخير…
دو ماه و يك روز بود كه اومده بودم… اولين روز آخرين ماه سال 68 بود… يه كوچولو! به جمع من و كوچولوهاي ديگه ملحق شد!
نمي دونم من رفتم جلو گفتم چوكولو! با من دوست ميشي! يا اون گفت بزرگ (نه اون بزرگ)! با من مي دوستي…
خلاصه… انگار اين دو كوچك دارن كم كم بزرگ! ميشن! اگه بشن…!
.
.
.
پت عزيز و بزرگ و دوست داشتني…
تولدت مبارك.