خوشحالم !
صدا و سیما یک نمونه آشکار نقض حقوق بشر در غرب رو در برابر چشمان حیران جهانیان آشکار کرد ! در همین راستا حمل تابوت نمادین این شهیده بر دستان توانمند و غیور مردم بعد از نماز جمعه صدای اعتراضی این خاک بود... ! آه ه ه ه !
ندا رو که کشتند, شبکه 6 برنامه ای داشت با حضور کارشناسان مسائل سیاسی ! یه آقایی نمی دونم چه کاره ای سایت فارس در حالت «حق پیروز است, اونم ماییم» , داشت این قضیه رو موشکافی می کرد. اسم ندا رو اشتباه می گفت (فک کنم هما )! اینقده غرور رفت زیر پوستم !
*همیشه همین موقع ها میزنه به سرم که بنویسم ! وبلاگ را ! نه که هوای سبز و مامان از سر و کوله مان می رود بالا !
اومدم بنویسم که 3 روزه می خوام به هر کی فحش بدم ( منحای اونایی که فحش های خاص تری می طلبند )! میگم طالبان ! تحت تاثیر م !
.
.
.
*از مهر چیزی در من پر رنگ شد. شاید قبل تر. شهریور. کنار من کسی از دست می رفت. من با همون اتفاق مهر کلنجار می رفتم. آذر. شب تولدم, همه بودند. همه ی اون هایی که من می خواستم. دویدم, پام گیر کرد به سیم. از پریز کنده شد. به همه اتفاق های روبه روم خندیدم. سرما از نوک انگشتام تا زیر آستین کاپشن قرمز بالا می رفت. از اون گوشه که نگاه می کردم, یکی سرش پایین بود و دسته ی ورق هارو بُر میزد. سه ماه بعد همون یکی شد نا... بی خیال!
بعدش هم که تب کردم ! قهر کردم ! ول کردم ! لج کردم ! 6 فروردین ذوق کردم ! چقدر همه چیو کردم !
*_ ما دوباره سبز می شویم ؟!
_ آه از نهاد...
پ.ن: اینقده اسم های شاهنامه رو دوس داره !! مثلا آذرگشسب, سیا... (:دی !)